The petals of my memories

چشم‌ها شکل شهر را مشخص می‌کنند...

The petals of my memories

چشم‌ها شکل شهر را مشخص می‌کنند...


۲ مطلب در مهر ۱۳۹۳ ثبت شده است

هوا دارد سرد می شود و گهگاهی نسیمی هوای اتاق را نوازش می دهد. اخیرا کتاب جالبی خوانده ام بخشی از آن را برایتان می نویسم:

 " یکبار در اتاق هتلی در پاریس دراز کشیده بودم و روزنامه ی هرالد تریبون را می خواندم گزارشی ویژه ی ماراتن نظرم را جلب کرد، از چند دونده ی ماراتن پرسیده بودند چه عبارتی را با خود تکرار می کنند که به آنها انگیزه می دهد. به خودم گفتم عجب پرسش جالبی! آن همه افکار متفاوت که در طول مسافت 42 کیلومتر و 195 متری ماراتن به ذهن دوندگان خطور می کرد حیرت زده ام کرد. آن حرف ها نشان می داد که یک مسابقه ماراتن چه مایه خسته کننده و فرساینده است. هر کس که مانترایی نداشت تا زیرلب زمزمه کند بی شک از پا در می آمد. یکی از دوندگان از مانترایی سخن به میان آورده بود که از برادر بزرگترش، او هم دونده، شنیده بود و از ابتدای کار دوندگی آن را به کار بسته بود. مانترا این بود: «درد اجباری است، رنج کشیدن اختیاری است.» قضیه را می توان به این صورت مطرح کرد که آدم حین دویدن کم کم به این فکر می افتد که :« کار عذاب آوری است دیگر نمی توانم ادامه دهم.» در آن صورت بخش عذاب آور آن یک واقعیت اجتناب ناپذیر و قطعی است ولی ادامه دادن یا ندادن آن اختیاری است، و به خود دونده بستگی دارد که چه تصمیمی بگیرد."

                                     - از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم. هاروکی موراکامی -

پ.ن: می دانی چه شد؟باورم نمی شود.انتظارش را نداشتم.آن هم الان این موقع شب.این همه هیاهو برای یک بهانه است.

امشب باران بارید. به خودم قول داده بودم باران که بارید دوباره با خودم آشتی کنم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۳ ، ۱۴:۳۸

شما شبیه کسی می شوید که بیشترین وقت خود را با او می گذرانید.

پ.ن: رویاهامونم حسابه:دی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۹۳ ، ۱۴:۳۳