The petals of my memories

چشم‌ها شکل شهر را مشخص می‌کنند...

The petals of my memories

چشم‌ها شکل شهر را مشخص می‌کنند...


دوستت دارم مثل یک مرد. با اینکه مرد نیستم

شنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۶، ۱۰:۳۵ ب.ظ


گریه ها با هم تفاوت دارند، گاهی بغض می کنیم اما نمی باریم، گاهی از پهنای صورت اشک می ریزیم، گاهی هم شروع می کنیم های های باریدن.

گریه ها با هم تفاوت دارند، گاهی بی صدا می باریم، گاهی چنان هق هق می کنیم که گویی دردی مانده از سال ها قبل و حالا بهانه اش را یافته.

گریه ها با هم تفاوت دارند، گاهی می گذاریم همه بخوابند بعد بباریم، گاهی می گذاریم بروند، گاهی جایی نمی گذاریمشان بی اجازه می بارند.

هر گریه صاحب خودش را دارد. وقتی می باریم خودمان می دانیم کدام شخصیت مان دارد می گرید. مثلا من می دانم وقتی از یک حرف بی منظور ناراحت می شوم و از منطقم هم هیچ حرف شنوی ای ندارم، پادمه ی نُه ساله است نه من. وقتی بهانه ی کافه ی قدیمی را می گیرد 16 سالش است. وقتی آخر کتابی که یک ماه خواندنش را طول داده می رسد و صفحات خشک نمی مانند 18 سالش است...

در این میان یک سری هم هستند که هنوز وجود خارجی پیدا نکرده اند. کمرنگند ولی هستند. پادمه 40 ساله از بزرگ شدن بچه هایش شکوه دارد. همینجور بگیرید تا به آخر.

این ها را مقدمه گفتم که بگویم هر کدام یک جور آرام می گیرند. بعضی هاشان منطق سرشان می شود. با کمی صحبت، شرایط را درک می کنند و دست از شکایت برمی دارند. کوچک تر ها نوازش می خواهند آنها چیزی از منطق نمی خواهند فقط می خواهند کسی در آغوششان بگیرد و موهایشان را نوازشش کند. اینها را شب آخر وقت با حوصله موهایشان را شانه می کنم و می خوابانم.

بعضی هاشان هم هستند که هیچ کدام این ها را نمی خواهند. نه با نوازش آرام می گیرند نه با حرف. آن ها را می گذارم ببارند.


پ.ن:بلند می شوم. می دوم. زمین می خورم. زخمی می شوم. چسب می زنم. دستم را به زانو می گیرم. بلند می شوم. می دوم. زمین می خورم. خسته می شوم. می گریم. می نشینم به تماشا. بلند می شوم...

پ.پ.ن: نت های روی میز تنها دلگرمی باقی مانده ام هستند.

پ.پ.پ.ن:نوشتم یادم بماند. دفعه بعد این قدر خودم را به درودیوار نزنم.

پ.پ.پ.پ.ن:از پست هایی که می دانم بعد ها پیش نویس می شود.

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۰۴

نظرات (۶)

عجب عکس میخوره به متن

+
خب هنوز دلگرمی داری که

خودتو هی نکوب این ور اون ور یخ میکنی 
پاییزم داره میرسه
اشکاتو مراقب باش جانم
فقط اشکی بذار بچکه که قلبتو گرم کنه


پاسخ:
عکس مال اینجاس
http://www.1pezeshk.com/archives/2017/01/what-depression-looks-like.html

+چشم :دی
پاییز ظاهرش غلط اندازه اسمش بد در رفته. وگرنه کی بدش میاد از این نارنجیا:دی
لازمه. بعضی اشک ها لازمه. بزرگ میشیم یادمون میره:))
منم عاشق پاییزم....من بچه ی زمستونم اما تو پاییز دوباره متولد شدم و این تولدو به هیچ فصلی نمیفروشم :)
اصلا پادشآ فصل ها پاییزِ خوب...
پاسخ:
نه دیگه نشد زمستون اصن صحبتش جداس:)))
مثه بقیه فصلا نیست آروم و دامن کشان می گذره. اصن نوید زمستونه که پاییز رو قشنگ می کنه:دی
نه دیگه اینو بچه ی ملکه ی برفی میگه!بنده ی حقیرو عرض میکنم !
پاییز یه طرف

یکم عقب تر زمستون یه طرف

بهار و تابستونم هر جایی میخوان باشن اون ته ها مهم نیست:دی
پاسخ:
والا منم مال همون مادرم:)))
عــــــــــــــــــــه آقا من همیشــــــــــــــــــــه زندگیم حسرت خواهر داشتم
پس تو بودی اون خواهر موعود!آخ جانمی جان!پیدات کردم
دیگه ولت نمیکنم 
بیچاره شدی
اصن فاتحه ات خوندس :دی
پاسخ:
قدمت رو چشم:دی
اشک رازیست
لبخند رازیست
...
پاسخ:
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی
۰۶ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۵۱ 🌸🌸 سَـمَـــر 🌸🌸
باید چشمای خیلی قشنگی داشته باشی...
پاسخ:
speechless:d

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی