The petals of my memories

چشم‌ها شکل شهر را مشخص می‌کنند...

The petals of my memories

چشم‌ها شکل شهر را مشخص می‌کنند...

یکی از همین شب های تابستان

جمعه, ۴ تیر ۱۳۹۵، ۱۱:۵۳ ب.ظ


سال ها بعد من همین جا روی یکی از نیمکت ها نشسته ام. کتاب نیمه خوانده ای در کیفم دارم و خیره مانده ام به بچه هایی که تاب بازی می کنند. حواسم بهشان هست. به هر دوی شان همسرم تاب را هل می دهد و نیم نگاهی هم به ساعت دارد تا سانس فیلم را فراموش نکند. قرار است هر چند وقت یکبار بیاییم اینجا پسرم تابی بخورد و فیلم کمدی مورد علاقه همسرم را ببینیم او معتقد است آدم نباید پولش را حرام اراجیف فلسفی کند.به من لبخند می زند عینکم را روی بینی صاف می کنم و جوابش را می دهم.

کتابت را می بندی دفترچه و روان نویس سبز پسته ایت را از توی کیفت بیرون می آوری و شروع می کنی به نوشتن درباره زنی که تنها در تاریکی روی نیمکتی نزدیک زمین بازی نشسته است او را به وضوح نمی بینی اما حرکاتش برایت آشناست.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی