The petals of my memories

چشم‌ها شکل شهر را مشخص می‌کنند...

The petals of my memories

چشم‌ها شکل شهر را مشخص می‌کنند...

جانت را بیفروز... بنویس

جمعه, ۴ تیر ۱۳۹۵، ۱۲:۴۷ ق.ظ
"اوست که سنگ ها را بر سر راهت می چیند تا ببیند بعد از زمین خوردن همانجا به سوگ می نشینی یا به آسمان لبخند می زنی"

بوبن کشف تازه ی من است، مردی پر از آرامش و توصیفاتی لطیف.
داستان این کتاب را نویسنده های زیادی می توانند به هزار و یک روش دیگر بیان کنند به طوری که دلهره نگذارد از لحظه های داستانت لذت ببری.
ایزابل برای من نمونه ای از یک زن درونگراست. او اهل شلوغ کاری نیست چه وقتی والدینش او را با دو خواهر و برادر کوچکترش رها می کنند، چه وقتی دلبسته غریبه ای می شود. او همه چیز را همراه با سکوت و صبر تحمل می کند. او به صدای گمگشته های درونش گوش می سپارد و بهترین هم صحبتش درخت گیلاس است.



"در زندگی آدمهایی پیدا می شوند که مثل کتاب ها حرف می زنند، آدم های که فکر می کنند لازم است لحنی جدی به کلامشان بدهند، از صدایی ملکوتی تقلید کنند تا دیگران به حرف هایشان گوش بدهند. از این آدمها باید فرار کرد. فقط یک دقیقه می توانیم مودبانه به صحبت هایشان گوش بدهیم، به علاوه آنها حرف نمی زنند: اثبات و تاکید می کنند، درس اخلاق می دهند، درس های خسته کننده ی رفتار و کردار، کلاس های تعلیم و تربیت آن ها حتی وقتی حقیقت را می گویند، حقیقتی را می گویند، نابود می کنند. اما، شگفت ترین شگفتی ها، اینجا یا آنجا، ملاقات با آدم هایی مثل جاناتان است، آدم هایی که مثل کتاب ها ساکت می مانند. از معاشرت با این قبیل آدمها خسته نمی شویم. با آنها همان احساسی را داریم که وقتی با خودمان هستیم: رها، آرام باز آمده به سوی سکوت روشنی که حقیقت همه چیز است.


زمین گرد است
سفر بی فایده
ما همانیم که می جوییم
ما جهانیم
 همه چیز ماییم
و هیچ چیز نیستیم
 کعبه نمادی بیش نیست
ما به یکدیگر سجده می کنیم
به دل های یکدیگر

"کسانی را که انتظارشان را می کشی، در اعماق وجودت گم گشته اند؛ تو این را خوب می دانی. آنها در ژرفای تاریک جانت سردرگم اند. آتشی روشن کن تا راهشان را بازیابند، مسیری را که از جهنم به روز روشن می رسد به خود امروز ایزابل.
                                                                                   جانت را بیفروز
                                                                                                                  بنویس.
پ.ن: کتاب ایزابل بروژ از کریستیان بوبن کتاب کم حجمیست اما نویسنده اش فلسفه خوانده است:دی

نظرات (۳)

۰۶ تیر ۹۵ ، ۰۰:۲۲ فیلو سوفیا
به دل های یکدیگر:)
پاسخ:
:)
کریستین بوبن عالیه، ایزابل بروژ :))))
پاسخ:
دل منو هم به شدت برده:دی

احسنت وبلاگ خوبی دارین  قالبش خیلی جذابه مطالبش هم خیلی مفیده دستتون درد نکنه

وبلاگ شمارو دنبال می کنم

اگه خواستین از وبلاگ منم بازدید کرده و شما هم وبلاگ منو دنبال کنین

با تشکر:      هُبوط             http://hubut.blog.ir/

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی