The petals of my memories

چشم‌ها شکل شهر را مشخص می‌کنند...

The petals of my memories

چشم‌ها شکل شهر را مشخص می‌کنند...

بارانی که نبارید.

سه شنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۴، ۰۳:۵۷ ب.ظ

فکر کردم داره بارون میاد. دوستی میگفت خوابیدن بیش از حدم نگران کننده اس. بهش گفتم چیزی برام جذابیت نداره که بیدار بمونم. بله عزیزم بعد از دو هفته وضعیت من این خواهد بود. اگر فردا هم دیداری در میان نباشد نمی دانم چه اتفاقی می افتد و از من چه خواهد ماند...

 "...که دنیا چیز خوبی نیست و زندگی کردن هم معامله نیست. اگه از دستش دادی خب از دستش دادی. این چیزی بود که فکر می کردم. ولی تو... برام بزرگترین دلیلی شدی که بخاطرت می خواستم مثل یه آدم زندگی کنم "یعنی می تونم مثل تو باشم؟" توی این دنیای پوشالی، دلیل آخری که می خوای زنده بمونی میشه من نباشم؟"

- زمستانی که باد می وزید.قسمت 15 -

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی